• info@khdconf.ir

  • شماره تماس :۳۳۳۳۳۳۶۰ - ۰۶۶

  • ساعت کاری :۸صبح تا ۵.۳۰ بعدظهر

ارتباط دانشگاه و صنعت در مقوله اقتصاد دانش بنیان،زیر بنای اقتصاد مقاومتی

دانلود مقاله

سید محمد حسینی[1]

نشانی : مازندران، ساری، میدان امام خمینی (ره)، خیابان جام جم، اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، مرکز تحقیقات و بررسی های اقتصادی،کدپستی: 33188-48148 ، همراه : 09122731327

نشانی پست الکترونیکی:              این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چکیده :

عصر حاضر میدان به تصویر کشاندن قابلیت هاست. و مجموعه ای موفقتر است که ظرفیت بالاتری را در کسب اطلاعات، پردازش و تحلیل، آنهم در کوتاهترین زمان ممکن به همراه داشته باشد. همواره دانشگاه ها بیشترین نقش را در آموزش دانشجویان بعهده دارند. این پتانسیل در صورتی که موجب پیشرفت نشود به هدر رفته است . بنابراین یکی از مشکلات توسعه نیافتگی عدم همراهی علم و عمل است و اگر در جریان توسعه، تلفیق این دو شاخص با حساسیت بر زمان روی دهد علاوه بر داشتن اقتصادی دانش بنیان، انتظارات ناشی از اقتصاد مقاومتی، حاصل خواهد گردید. در این مطالعه بعد از بیان ضرورت ارتباط دانشگاه و صنعت و بررسی این وضعیت در ایران به اثرات این امر در اقتصاد دانش بنیان که یکی از پایه های  اصلی ایجاد اقتصاد مقاومتی است اشاره خواهد شد در نهایت پس از نتیجه گیری پیشنهادات لازم در این رابطه ارائه خواهد گردید.

واژه کلیدی : ارتباط دانشگاه و صنعت ، توسعه اقتصادی ، اقتصاد دانش بنیان ، اقتصاد مقاومتی

1-    مقدمه :

رشد و توسعه اقتصادی ، به عنوان یکی از مهمترین اهداف سیاستگذاران در تمام جوامع محسوب شده و پیوسته تلاش میشود تا عوامل موثر بر رشد و توسعه و راههای دفع موانع آن شناسایی گردد. اما در دوران معاصر ، رشد اقتصادی نه در برخورداری از منابع مالی فراوان بلکه در گرو داشتن افکاری پویاست [7]. دانش در عصر جدید اقتصادی، منبع اصلی ثروت به شمار می رود. از این رو دانش را می توان عامل اصلی برای تولید اقتصادی نامید. همچنین نظام اقتصادی از اقتصاد منابع بنیان فاصله گرفته و به اقتصاد دانش بنیان نزدیک شده است.با نگاهی به رویکرد مراکز علمی بزرگ جهان می توان دریافت که توسعه فناوری، تجاری سازی یافته‌ها و دستاوردهای تحقیقاتی یکی از کارکردهای اصلی دانشگاه ها در پیشرفت اقتصادی محسوب می شود که کارآفرینی در زمینه دانش بنیان را به عنوان یکی از ماموریت های اصلی خود قرار داده اند و در این راستا برنامه ریزی و تلاش می کنند.از آنجا که با استفاده از فناوریهای جدید قدرت (بهره وری)و بازده تولید زیاد میشود، لذا دولتهای جهان اعم از صنعتی و در حال توسعه مصمم شده اند تا آموزش و کسب مهارتها را به سمت اقتصاد دانش بنیان متحول سازند. چرا که اقتصاد دانش بنیان نه تنها اشتغال را افزایش میدهد، بلکه به کمک ارتقاء بهره وری از تورم کاسته و درآمدها را افزایش میدهد [14]. اقتصاد مقاومتی سیستمی است که درصدد است با محوریت توسعه منابع انسانی، انضباط و قانونمندی رشد و پایداری اقتصادی را برقرار سازد [4]. زمانی میتوان از اقتصاد مقاومتی مبتنی بر درونزایی و برونگرایی و خود اتکایی اقتصادی کشور صحبت کرد که نقش اقتصاد دانش بنیان  در آن مشهود و پررنگ باشد.در این میان دانشگاه و صنعت بر حسب تاثیرگذاری خود بر عوامل مذکور ، دو محور اساسی برای توسعه و در حقیقت عواملی راهبردی برای موفقیت در اقتصاد مقاومتی به شمار می آیند. دانشگاه کانون اصلی تربیت نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده است که با برخورداری از ایده ها و اندیشه های نو می تواند هر لحظه زمینه و مقدمات توسعه را برای جامعه آماده نماید و صنعت نیز با بکار بستن ایده های نو ظهور دانشگاهیان ، می تواند اندیشه توسعه اقتصادی و پیشرفت جامعه را محقق سازد. لذا هرگونه کاستی، خواه مقطعی و خواه مستمر در استمرار همکاری بین این دو نهاد ، مستقیما و بلاواسطه توسعه همه جانبه را به چالش می کشد. این مسئله خود بیانگر این موضوع است که عدم ارتباط بین دانشگاه و صنعت زمینه پیشرفت در اقتصاد دانش بنیان و به تبع آن اقتصاد مقاومتی را با مانع روبرو می سازد

2-    ادبیات و پیشینه تحقیق:

مفهوم توسعه و توسعه یافتگی تقریبا از نیمه دوم قرن بیستم و بر مبنای ضرورت های باز سازی در کشورهای آسیب دیده از جنگ جهانی دوم متداول شد. دقت نظر در تجارب کشورهای توسعه یافته نشان دهنده آن است که پس از انقلاب صنعتی در قرون هفدهم و هجدهم میلادی ، توسعه صنعتی ناشی از همکاری های نزدیک و اثر بخش بین صنعت و دانشگاه بوده است [9]. آنچه همزمان با انقلاب صنعتی در توسعه همکاری های بین صنعت و دانشگاه روی داد، توجه به نحوه تاثیرگذاری این دو نهاد بر یکدیگر بود که با توجه به مکتبی که بیکن[2]بنا نهاد تنها آن نوعی از علم دانشگاهی مورد پذیرش بود که بتواند بلافاصله به محصولی صنعتی تبدیل و نیز تنها آنگونه صنایعی امکان توسعه و حتی ایجاد داشتند که بتوانند با همکاری محققین به حیات خود ادامه دهند . بسیاری از اقتصاددانان رکود سنگین اقتصادی در سال های دهه 1930 در ایالات متحده آمریکا را به دلیل همین ناکارآمدی ارتباط بین صنعت و دانشگاه می دانند که مجددا در دهه 1970 نیز تکرار گردید.[3]شاید بتوان گفت، ارتباط دانشگاه و صنعت فرآیندي است که در طول زمان شکل می گیرد و برگرفته از نیازها و ضرورت هاي ملی در دوره  هاي تاریخی، سمت و سو و اهداف کاربردي مرتبط به آن، تعیین میشود. نگاهی به تاریخچۀ ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران نشان میدهد که اولاً شکل  گیري این ارتباط در گذر زمان به طور اصولی پایه ریزي نشده و زیربناي اساسی براي آن صورت نگرفته است. ثانیاً محتوا و سمت وسوي این ارتباط به درستی شکل نگرفته و هدفمند نبوده است. در حالیکه تجربۀ کشورهایی که ارتباط دو سويه دانشگاه و صنعت در آنها قدرتمند است نشان میدهد که این ارتباط از ابتدا به درستی پی ریزي شده و به صورت ساختاري پیشرفته است [10] . ارتباط صحیح و مؤثر دانشگاه و صنعت میتواند موجب افزایش نوآوري و انتقال دانش و تکنولوژي گردد[7] و تنها در صورت تعامل پایدار بین این دو نهاد، توسعۀ صنعتی و متعاقبآ توسعۀ اقتصادي و اجتماعی را میتوان انتظار داشت [5].  بررسی ها نشان میدهند که در کشورهاي توسعه یافته همکاري دانشگاه و صنعت به طور سنتی پشتوانۀ محکمی داشته است.  در مطالعات انجام شده توسط هالسی اشاره شده است که انگلستان بیش از سایر مناطق جهان در بر قراري این ارتباط از خود تمایل نشان داده است.  و بعلت پیشگامی انگلستان در این زمینه را انقلاب صنعتی میداند که از نیمۀ دوم قرن هجدهم ابتدا از این کشور آغاز شد و در زمانی کوتاه به فرانسه، بلژیک و سپس آلمان و آمریکا گسترش یافت و در اواخر قرن 19 و اوایل قرن  20 با فرآهم آوردن رقابت صنعتی بین کشورها و صنایع داخلی به ایجاد دانشگاه هاي فعال انجامید .  هدف عمده از این همکاري ضمن تربیت نیروي کار، ایجاد زمینۀ تفاهم مشترك بین دانشگاه و صنعت، ارتقاي سطح علمی و مهیا شدن براي توسعۀ اقتصاد و صنعت در سطح محلی و منطقه اي بوده است[3]. براون نیز در پژوهشی با بررسی نحوة همکاري دانشگاه ها و صنایع در آلمان نشان داد که توسعۀ فناوري و موفقیت اقتصادي این کشور تا حد زیادي به تحقیقات علمی و دانشگاهی آن وابسته است[1]. در مطالعۀ دیگري که توسط روتامن در بررسی دلایل توسعه یافتگی ژاپن انجام شده است، بر این موضوع تأکید شده است که دانشگاههاي ژاپن دروازة ورود علم و فناوري از کشورهاي توسعه یافته هستند و در زمینۀ تحقیقات مشترك با صنعت نقش گسترده اي را ایفا میکنند[8]. از مطالعات انجام شدة دیگر میتوان به پژوهش مولمستر و روچار اشاره کرد. وي در این مطالعه 76 شرکت در 7 صنعت کارخانه هاي اروپا را براي پی بردن به کارکرد شرکتهایی که محصولات و فرآیندهاي جدیدي را دردورة زمانی 1985 - 1975 عرضه کردند و نمیتوانستند بدون استفاده از تحقیقات دانشگاهی (که در 15 سال گذشته انجام شده بود ) چنین کاري کنند را بررسی کرد. او دریافت فقط حدود 11 درصد از محصولات و 9 درصد از فرآیندهاي جدید معرفی شده در این صنایع، بدون تحقیقات علمی- دانشگاهی تولید شده اند[4].

بر خلاف کشورهای توسعه یافته ، ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران موضوع جدیدی محسوب میشود . در اردیبهشت سال 1361 ش، مصوبه ای با هدف ایجاد زمینه های ارتباطی میان دانشگاه و صنعت در هیات دولت به تصویب رسید که بر اساس آن در وزارت علوم، دفتری با نام " دفتر ارتباط دانشگاه با صنعت " ایجاد شد. علاوه بر تاسیس این دفتر، دفاتر مشابهی در وزارتخانه های نفت، صنایع، معادن و فلزات، راه و ترابری، مسکن و شهرسازی، کار و امور اجتماعی، ارتباطات و فناوری اطلاعات و سازمان برنامه و بودجه ایجاد شد تا وظیفه تحقق زمینه های مورد نظر در ارتباظ دانشگاه و صنعت را بر عهده داشته باشند . به علاوه دفاتر ارتباط دانشگاه و صنعت نیز در 34 دانشگاه ایجاد شدند . در سال 1365 شوراهایی نیز با نام " شورای هماهنگی دفاتر ارتباط با صنعت" در همین دفاتر تشکیل شدند که در سال 1373 به علت عدم کارایی تعطیل شدند. در همین دوران، دفتر مرکزی ارتباط دانشگاه با صنعت به سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران انتقال یافت.

امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است که به هیچ عنوان تاکنون چه در عرصه‌ی نظر و در کتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلّف به نوآوری و ابتکار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. اگر تمام دانش انباشته و کتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا را مطالعه کنید، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مکتوب درباره‌ی اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و کتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی از تحریم بانک مرکزی نخواهید دید و از آن‌جا که این امر تاکنون سابقه نداشته، چگونگی واکنش به آن هم امری بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار گرفته و امکان دسترسی به آن برای کارشناسان معمولی وجود ندارد.

3 - ضرورت ارتباط صنعت و دانشگاه:

تحولات فناوري چند دهۀ گذشته به افزایش وابستگی صنایع به دانشگاهها در اجراي پروژه های فناوري انجامیده است. در آخرین سال قرن بیستم، بیش از 200 دانشگاه از آمریکا در انتقال فناوري به صنعت فعال بوده اند که برآیند آن، حدود 40 میلیارد دلار سود مالی و 260 هزار فرصت شغلی به دست آمده است [1] بر این اساس، توانمندي دولتها در ایجاد ساختارهاي مناسب و طراحی راهبردهاي ثمر بخش براي بهره برداري از فرصتهاي موجود، تابع قابلیتهاي علمی و فنی کشور و به شدت متأثر از پتانسیل دانشگاهها و صنایع در تولید، توزیع و به کارگیري مؤثر فناوري است. از طرفی، بروندادهاي دانشگاه نیروي انسانی متخصص، نوآوري علمی و گسترش دامنۀ علم و دانش بخشی مهم از دروندادهاي صنعت محسوب میشود . تجربۀ کشورهاي توسعه یافته، حاکی از آن است که عدم همکاري مناسب دانشگاه و صنعت، توسعه یافتگی را غیر ممکن یا دست کم دستیابی به آنرا بسیار دشوار میکند [2]. انجام این امر تنها در گرو تعامل دانشگاه ها و صنایع است. همچنین به منظور تجربه اندوزي و تقویت کارآمدي نیروهاي دانشگاهی در عرصۀ جامعه و بکارگیري تواناییهاي علمی آنان در مدیریت اجرایی و صنعتی، ارتباط دانشگاه ها با صنعت ضروري است.

ارتباط و همکاري دانشگاه با صنعت به دلایل مختلفی صورت میگیرد که این دلایل و ضرورتها را میتوان به صورت زیر بیان نمود[2] :

  1. کاهش حمایت هاي مالی دولتها از فعالیتهاي پژوهشی در دانشگاهها؛ این امر دانشگاهها را برآن داشته است که به دنبال منابع جدیدي براي حمایت از فعالیتهاي پژوهشی در دانشگاهها باشند؛
  2. افزایش هزینۀ اجراي پژوهش و آسیب پذیري آن؛ این موضوع سبب شده است که صنعت براي اجراي پژوهشها و ارتقاي فناوريها از دانشگاهها که از نزدیک با موضوع هاي جدید علمی در ارتباط هستند، مدد جویند و از دوباره کاريها پرهیز شود؛
  3. ظهور فناوريهاي زیستی، فناوري اطلاعات، مواد و محیطهاي جدید؛ این عوامل موجبات تعامل بیشتر میان کاربردها و دستاوردهاي فناوري جدید و درنتیجه، لزوم ایجاد ارتباط میان دانشگاه و صنعت را فراهم کرده است؛
  4. تلاش براي طراحی ساختارهاي عملیاتی و شبکه هاي جدید؛ نظر به تغییر و تحولات محیطی، نیاز به همکاري هاي چند جانبه میان سازمانها، که فرآیند نوآوري را تسهیل میکنند (ازجمله دانشگاه و صنعت)، ضروري شده است؛
  5. تأثیر همبستگی دانشگاه و صنعت در کاربردي شدن دانش و فناوري؛
  6. نقش همبستگی صنعت و دانشگاه در بهبود کیفیت کالاها و خدمات؛

4- وضعیت ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران:

اگر بخواهیم نگاهی به تاریخ ایجاد دانشگاه و صنعت در ایران بیندازیم، باید بگوییم که نهادهاي آموزشی در ایران قدمتی طولانی دارند. قدمت حوزه ها و مدارس علمی به دوران هخامنشی میرسد، همچنین مدارس پزشکی در همۀ دورانها کمابیش وجود داشته است که مهمترین و شاید آخرین آنها در عهد باستان مدرسۀ جنديشاپور است.  در دوران پس از اسلام نیز نهادهاي گوناگونی مانند مراکز علمی نیشابور، دارالعلم، دارالکتب، دارالحدیث، دارالقرآن، مسجد و مدرسه به عنوان مراکز آموزشی از قرن دوم هجري نقش داشته اند. البته به مرور، به خصوص از قرن پنجم و ششم، مدرسه به صورت محل آموزش علوم، فقه، حدیث و ...  باقیمانده و نهادهاي دیگر حذف شده است[13]. اما مراکز آموزش عالی نوین در ایران به همت عباس میرزا، قائم مقام ها و به ویژه امیرکبیر، با آغاز به کار دارالفنون در سال1228ه.ش شناخته شده اند و اولین دانشگاه ایران، دانشگاه تهران بودکه در سال 1313 توسط رضا شاه پهلوي و نخست وزیري محمدعلی فروغی یا ذکاء الملک ایجاد گشت و بعدها دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دیگري در زمان پهلوي و بعد از انقلاب (ماننددانشگاه آزاداسلامی، مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی، دانشگاه جامع علمی- کاربردي و ... ) ایجاد شدند.

درمورد تاریخ صنعت در ایران باید گفت که با در نظر گرفتن تعریفی عام و گسترده از این واژه، تاریخ وجود صنعت را باید تاحدود  6 هزار سال قبل تخمین زد.  نقاطی که در شوش، تخت جمشید و دامغان حفاري شده تاریخ صنعتی ایران را تا 6 هزار سال قبل میرساند و ظروف سفالینی که به دست آمده نشان میدهد که باید قرنها به طول انجامیده باشد تا این درجه پیشرفت حاصل شده باشد.[15]. صنایع ایران از قدیم شامل سفالسازي و ظروف سفالین، معماري، مجسمه سازي و سنگتراشی، فلزکاري و کارهاي چوبین و چرمین، منسوجات، نقاشی، تحریر کتب، تذهیب، فرش، قالی و ... بوده است.  صنایع جدید ابتدا در دورة قاجار در شکل صنایع کبریت سازي، سیمان، نساجی و برق درکشور شکل گرفتند و سپس در زمان رضاشاه کارخانه هاي مختلف صنعتی رفته رفته گسترش یافتند و رشد آنها در زمان پهلوي وپس از انقلاب همچنان تداوم داشته است.

آنچنان که مشاهده میشود آموزش و صنعت در ایران داراي تاریخی طولانی است تا اینکه به تدریج به ایجاد آموزشگاههاي جدي و دانشگاهها و نیز به خلق صنایع جدید منتهی شده است که با بررسی این تاریخ نمیتوان آثاري از ارتباط مناسب میان دو نهاد دانشگاه و صنعت در ایران مشاهده کرد. به طور کلی باید گفت که هر دوي این نهادها به شکلی وارداتی و غیر خود جوش در جامعۀ ما شکل گرفته اند و تا امروز کمتر تلاشی براي سازگار کردن آنها با مجموعه شرایط اجتماعی به چشم میخورد.  لازم به ذکر است که در این میان نباید نقش دولت را در ایجاد ارتباط سازنده بین دانشگاه و صنعت نادیده گرفت. در ایران دولت متکی بر منابع نفت وگاز است و لذا براي انجام وظایف خود، یعنی سیاستگذاري، تولید کالاهاي عمومی و بسترسازي توسعه بی نیاز از نیروهاي درونزاي ا اقتصادي و اجتماعی است و حتی بدون توجه به این نیروها کالا و خدمات خصوصی فراهم(نه تولید) میکند. در نتیجه بی نیاز از کسب و تولید دانش است. در ایران بنگاههاي اقتصادي دولتی متکی به یارانه ها وکمک هاي دولتی هستند و بدون وجود رقیب جدي و بدون تلاش تکنولوژي مورد نیاز خود را با پرداخت پول نفت و گاز از خارج خریداري میکنند و در کمال آرامش و بدون ترس از رقیب و ورشکستگی، کالا و خدمات با کیفیت بسیار نازل تولید و عرضه میکنند.  بنابر این بنگاههاي اقتصادي در ایران بی نیاز از دانش و یادگیري هستند و از سوي دیگر دانشگاهها در ایران متکی به دولت هستند و بدون اجازة دولت توان انجام هیچ کاري را ندارند. در واقع دانشگاهها در ایران آموزشکده هاي بزرگی هستند که مدرسان در آن به انتقال دانش تولید شده در خارج از کشور در نقش واسطه ها میپردازند. بنابراین ماهیت دانشگاه، بنگاه و دولت در ایران ذاتاً ضد تعاملاست.  آنها عمدتاً از طریق مکانیسمهاي فرا بازار و کانالهاي غیر کارآمد، مانند انتشار آزاد مقالات در مجلات، روزنامه و اینترنت، مشارکت آموزشی و تحقیقاتی، حمایت مالی، کارورزي دانشجویان در صنعت، تدریس پاره وقت و فرصت مطالعاتی با یکدیگر تعامل دارند.

رتبه بندي اقتصادهاي دانش بنیان که توسط بانک جهانی صورت گرفته است نشانگر رتبه اي نامناسب براي ایران در این زمینه است و ایران در سال 2012 رتبه اي بهتر از 96را کسب نکرده است [9]

جدول شمارة: 1 وضعیت اقتصاد دانش بنیان در ایران در مقایسه با سایرکشورها

شاخص

ایران

ترکیه

کره جنوبی

سوئد

شاخص اقتصاد دانش بنیان

91/3

16/5

97/7

43/9

شاخص دانش

97/4

81/4

65/8

38/9

مشوق های اقتصادی و رژیم نهادی

73/0

19/6

93/5

58/9

تحصیل

61/4

83/5

09/9

74/9

نوآوری

02/5

11/4

8/8

92/8

فناوری اطلاعات و ارتباطات

28/5

5/4

05/8

49/9

از سوي دیگر، میزان نوآوري در ایران کمتر از حد انتظار است و رویکرد غالب در سیاست گذاري نوآوري در ایران نگرش خطی بوده و سبک حکمرانی نظام ملی نوآوري نیز دستوري است[8].  بر اساس شاخص ترکیبی نوآوري، ایران در گروه کشورهاي جنوب غربی آسیا با وضعیت نوآوري نسبتاً ضعیف قرار گرفته است. [5].

لازم است اشاره شود که ایران از نظر رتبه علمی در منطقه اول و در دنیا در میان 20 کشور اول قرار دارد.  پایگاه استنادي اسکوپوس یکی از پایگاههایی است که تعداد مقاله هاي علمی کشورهاي جهان را اعلام میکند. این که عنوان میشود رتبه تولید علم ایران در منطقه اول و رتبه 16  را در جهان به خود اختصاص داده است بر مبناي آمار تولید تعداد مقاله هاي علمی کشور ایران است. این آمار نشان میدهد که جمهوري اسلامی ایران در توسعه علمی رشد زیادي داشته است. توسعه علمی گامی اساسی و مهم براي پیشرفت کشور است.  علاوه بر تعداد مقاله باید به شاخصهاي کیفیت مقاله هاي علمی نیز توجه داشت. لذا میتوان گفت که رتبه بندي کاملی براي ارزشیابی توسعه علم و فناوري نیست.  نکته مهم این است که از علمی که تولید میشود چه مقدار تبدیل به فناوري شده و این فناوري چه مقدار از مسائل و مشکلات کشور را حل میکند. چون توسعه علمی و فناوري ابعاد مختلفی دارد که مجموعه این موارد را اگر بخواهیم به صورت کامل مطرح کنیم، عنوان  "نظام ملی نوآوري" مطرح میشود که باید پیشرفت علم و فناوري را در قالب این نظام به صورت سیستمی مورد ارزش یابی قرار داد که در آن علاوه بر شاخصهاي مربوط به تولید علم، شاخصهاي فناوري و تبدیل علم به عمل را نیز داشته باشیم.  میزان آمادگی و همکاري نهادها در بخش دولتی و خصوصی در نظام ملی نوآوري مهم است تا توسعه علم و فناوري در راستاي حل مسائل و مشکلات جامعه صورت گیرد و به پیشرفت اقتصادي، سیاسی و فرهنگی کشور کمک کند. همچنین در نظام ملی نوآوري باید سیاستهاي اقتصادي، بازرگانی و فرهنگی با سیاست توسعه علمی و فناوري همراستا باشد و از توسعه علم و فناوري و تجاري سازي علم در عمل حمایت شود.  در غیر اینصورت کشور بهره زیادي را نمیتواند از توسعه علمی ببرد.  به طور خلاصه چون یک ارتباط بهینه میان صنعت و دانشگاه وجود ندارد، با اینکه از نظر تکنولوژي علمی در جایگاه خوبی هستیم، ولی نمیتوانیم این تکنولوژي را از مجامع دانشگاهی به سمت بنگاهها و به طور کلی صنعت سوق دهیم.

5- تعاریف اقتصاد مقاومتی

اگر چه واژه اقتصاد مقاومتی اصطلاح جدیدی است و بار ارزشی در فرهنگ دینی دارد؛ اما مفاهیم در این زمینه و اعمال  و اقداماتی برای مقاومت در حوزه های گوناگون به ویژه در حوزه اقتصاد در دنیا بی سابقه نیست.  در ادبیات اقتصادی مفاهیمی مثل" اقتصاد مقاومت"  و یا" قدرتاقتصادی"، فراوان وجود دارد.  در واقع همه کشورهایی که به نوعی جنگ  یا بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تجربه کرده اند و برای توسعه، شرایط سختی را گذرانده اند اقتصاد خود را بر مبنای مقاومت برنامه ریزی کرده اند. برنامه ریزی اقتصادی آلمان، روسیه، انگلستان، ژاپن و ... در دوران جنگهای جهانی   اول و دوم اقتصاد های مقاومتی بوده است[3].  اقتصاد مقاومتی را از زوایای متفاوتی میتوان مورد بررسی قرار داد

5-1 اقتصاد مقاومتی به مثابه «اقتصاد موازی» :

یعنی همانطور که انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملکرد انقلابی، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند کمیته امداد، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسکن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تکمیل کند؛ پس باید نهادهایی موازی برای اینکار ویژه ایجادکند؛ یعنی مادرکشورمان به» اقتصادپریم« نیازداریم. البته این الگو در مدل های حکمرانی مرسوم در دنیا وجود دارد و این کشور ها از نظام های چند لایه سیاستگذاری و اداره امور عمومی برخوردارند. به عنوان مثال می توانیم از حضور همزمان نهاد های دولتی، سازمان های مردم نهاد، خیریه و بنگاه های خصوصی در عرصه بهداشت و سلامت یا حتی در عرصه دفاعی و امنیتی کشور های توسعه یافته غربی نام ببریم .

5-2 اقتصاد مقاومتی به مثابه « اقتصاد ترمیمی» :

یعنی اقتصادی که در پی «مقاوم‌سازی»، «آسیب‌زدایی»، «خلل‌گیری» و «ترمیم» ساختارها و نهاد های فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی است. مثلاً در این تعریف، ما از بانک مرکزی یا وزارت بازرگانی میخواهیم که کانونهای ضعف و بحران را در نظام اقتصادی کشور شناسایی کنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریمها یا نیازهای انقلاب اسلامی باز تعریف نمایند. این مسأله یعنی ترمیم و مقاوم‌سازی ساختارهای اجرایی و اداری كشور حسب نیازهای مختلف و مقتضیات زمان و مكان هم، امری دور از ذهن نیست. كشورهای توسعه‌یافته نیز در برهه‌هایی از تاریخ اقتصادی خود، مجبور به مقاوم‌سازی ساختارهای اقتصادی شدند. مثلاً غرب پس از دو شوك نفتی ۱۹۷۹ و ۱۹۸۳ میلادی، اقدام به جایگزینی سوخت‌های فسیلی با سایر سوخت‌های نوین كرد؛ به‌طوری كه امروزه با قیمت‌های بالای یكصد دلار نیز دچار شوك نفتی نمی‌شود. با این توضیحات ما امروز فقط نیازمند عزمی ملی برای اجرای این پروژه‌ ملی و ارزشی هستیم

5-3 اقتصاد مقاومتی به مثابه « اقتصاد دفاعی» :

تعریف سوم از اقتصاد مقاومتی، متوجه «هجمه‌شناسی»،‌ «آفندشناسی» و «پدافندشناسی» ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی کنیم که مخالفان ما، حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آنرا چگونه و با چه ابزارهایی صورت میدهند.  بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته ایم که ابزارها و شیوه های هجمه  ای دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا کنیم.  بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

5-4 اقتصاد مقاومتی به مثابه « اقتصاد الگو» :

دراین رویکرد، ما در پی »اقتصاد ایده  آلی« هستیم که هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی که برای جهان اسلام الهام بخش و کارآمد بوده و زمینه‌ساز تشكیل «تمدن بزرگ اسلامی» باشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌ یكی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است كه اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد كارآفرینی و ریسك‌پذیری و نوآوری می‌شود[6].

6- شباهتها و اختلاف ها بامفاهیم مشابه  )اقتصادمقاومتی(  دراقتصاد متعارف دنیا :

اقتصاد های دنیا چون مبتنی بر لیبرالیسم و اومانیسم میباشند، اهدافشان برآورده کردن حداکثر غرایض و امیال شخصی افراداست، اما در اقتصاد مقاومتی، هدف، برآورده شدن اهداف اقتصادی مکتب اقتصادی اسلام و در سطح پایینتر ، اهداف اقتصادی انقلاب اسلامی است؛ یعنی استقلال اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت اقتصادی.  اختلاف دیگر، نحوه رسیدن به این اهداف است و مهمترین تفاوت، در بعد فرهنگ اقتصادی است.  شالوده فرهنگی اقتصاد مقاومتی، عنصر جهاد اقتصادی است و این در مجموعه ادبیات اقتصاد متعارف، هیچ جایگاهی ندارد و مطرح کردن آن غیر منطقی است؛ اما ما میتوانیم در طراحی نظام اقتصاد مقاومتی، از ابزارهای طراحی شده آنها، مثلا ابزارهای سیاسی ونظارتی، به صورت انتخاب شده و در چارچوب مفاهیم و مبانی اقتصاداسلامی، استفاده کنیم[12].

7- اقتصاد دانش بنیان:

 اقتصاد جهانی تا امروز دو دوره متمایز را پشت سر گذاشته و هم اکنون درآستانه ورود به دوره سوم است، به این معنی که با عبور از دوره‌های کشاورزی و صنعتی، وارد عصر جدیدی شده است که برخی آن را عصر فراصنعتی، فرامدرن، جامعه حرفه‌ای، بخش چهارم، اقتصاد دانایی‌محور یا اقتصاد دانش‌بنیان می‌نامند. اقتصادی که به بیان تافلر «اقتصاد آینده» است و جایگزین اقتصاد فعلی می‌شود، اقتصادی که بر محوریت دانش بنا نهاده شده است.تولید در این اقتصاد، زمین و کار و یا سرمایه (به مفهوم فیزیکی آن)، کار يدي و مواد معدنی نخواهد بود، بلکه دانش، موتور رشد اقتصادی و تولید ثروت در این اقتصاد است. کشورها، سازمان‌های اقتصادی و برخی نهادهای بین‌المللی تعاریفی را برای این اقتصاد ارائه کرده‌اند که با وجود برخی تفاوت‌ها در آنها، تمرکز تمام این تعاریف به نقش محوری دانش در اقتصاد معطوف است.

عبارت اقتصاد دانایی‌محور، توسط سازمان همکاری اقتصادی برای توسعه OECD به اقتصادی گفته می‌شود که به طور مستقیم بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات مبتنی است.بر اساس تعاريف موجود، اقتصاد دانش‌بنيان اقتصادي است كه در آن عامل اصلي توليد ثروت و ايجاد اشتغال دانش است.

8- اقتصاد دانش بنیان زیربنای اقتصاد مقاومتی :

همانگونه که گفتیم اقتصاد دانش بنیان بنابر تعریف سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، بر پایه «تولید و توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات» شکل گرفته و سطح بالایی از سرمایه گذاری در آن به «ابداع» و «نوآوری» اختصاص می یابد و فناوری های کسب شده با شدت بالایی مصرف می شوند و نیروی کار از تحصیلات عالی برخوردار است.در ایران با توجه به سیاست های کلان اقتصادی و نگاه تیزبینانه رهبر معظم انقلاب، این مقوله به عنوان یکی از پایه های محکم سیاست های اقتصادی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. مقام معظم رهبری حضرتآیت الله خامنه ای ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید، صادرات محصول‌ها و دستیابی به رتبه نخست اقتصاد دانش بنیان در منطقه را یکی از هدف های اقتصاد مقاومتی برشمرده‌اند؛ از این رو می توان گفت که یکی از کارهایی که می تواند کمک کند تا کشور به میزان مناسبی از تولید دانش بنیان دست یابد، شناسایی و درک ضرورت اقتصاد دانش بنیان در جامعه است.با ارزش ترین دارایی در اقتصاد دانش بنیان اندوخته های فکری است، از این رو علم و خلاقیت نخبگان و کارآفرین های فعال از عوامل کلیدی در جذب، نگهداری و افزایش توانایی‌های تولیدکنندگان دانش محسوب می شود و فراهم آوردن محیطی مناسب برای نوآوری یکی از با ارزش ترین زیربناهای اقتصاد دانش بنیان به شمار می رود که باید مورد توجه قرار گیرد.آنچه مسلم است اینکه میزان رشد علم در چند دهه گذشته و حرکت شتابان جهان کنونی برپایه دانش محوری، تصمیم گیرندگان را نیازمند توجه بیش از پیش به علم و پیشرفت های علمی می کند.

با نگاهی به رویکرد مراکز علمی بزرگ جهان می توان دریافت که توسعه فناوری، تجاری سازی یافته‌ها و دستاوردهای تحقیقاتی یکی از کارکردهای اصلی دانشگاه ها در پیشرفت اقتصادی محسوب می شود که کارآفرینی در زمینه دانش بنیان را به عنوان یکی از ماموریت های اصلی خود قرار داده اند و در این راستا برنامه ریزی و تلاش می کنند که این امر نویدبخش آن است که این مراکز می تواند ضمن حفظ و افزایش کیفیت آموزشی و پژوهشی خود، نسبت به حل مسائل جامعه صنعتی کشور اثرگذار باشد و نقش فعال تری را در توسعه و فناوری به خصوص اقتصاد دانش بنیان ایفا کنند.

9- مراکز تحقیقاتی راهبرد رسیدن به اقتصاد دانش بنیان :

پژوهشهاي كاربردي و محض دو روي سكه پيشرفت ميباشند كه جهت هويت دادن به آن لازم و ملزوم همديگرند.  اگر پژوهشهاي كاربردي در كشور ما صورت نميگيرد مشكل از محققين كشور نيست بلكه جهت هر حركتي بستري لازم است. براي روشن شدن مطلب اجازه بدهيد تا عميقتر قضيه را دنبال كنيم.

در كشورهاي پيشرفته رابطه صنعت و دانشگاه آنقدر عميق شده كه با هم عجين شده اند. ميبايد به صراحت گفت كه يك چنين تعاملي ريشه در اين اصل دارد كه در كشورهاي توسعه يافته صنعت پا به پاي دانشگاه در حال حركت است و در واقع هر دوي اينها به روز هستند.  اين رابطه براي طرفين سودآور است و دركل جهت حصول يك چنين شرايطي ساليان متمادي است كه بسترسازي شده وميشود.

9-1 بهرةپیونددانشگاه و صنعت براي دانشگاه:

  1. یافتن موقعیتهایی براي پژوهشهاي تازه وکاربردي؛
  2. افزایش درآمد براي اعضاي هیأت علمی، فارغ التحصیلان ودانشجویان؛
  3. شناخت بهتر نیازها و توانمندیهاي صنعت؛
  4. بدست آوردن آگاهیهاي سودمند و ارزشمند از صنعت براي برنامه هاي دانشگاهی؛
  5. افزایش اعتماد صنعت به توان دانشگاهها؛

9-2 بهرةپیونددانشگاه و صنعت براي صنعت:

  1. هیأت علمی دانشگاهها با توجه به نیاز صنایع، آسانتر میتوانند در فعالیتهاي گوناگون آموزشی، پژوهشی و مشاوره نقش کارآمد داشته باشند؛
  2. بهره گیري از آزموده ها و دانش علمی اعضاي هیأت علمی دانشگاهها؛
  3. اقتصادي بودن مشاورة دانشگاهها در مقایسه با مشاوره هاي خصوصی؛
  4. اثر گذاري بر برنامه هاي علمی و پژوهشی دانشگاهها؛
  5. افزایش کارایی صنایع بر پایۀ پژوهشهاي دانشگاهی؛
  6. شکسته شدن موانع همبستگی با دانشگاه در پرتو برقراري ارتباطات مستمر و آسان با دانشگاه؛
  7. بالا رفتن سطح آموزشی کارشناسان؛
  8. کمک دانشگاه به بهبود جنبه هاي رقابتی صنعت؛

دانشگاه به عنوان يكي از متوليان مرزگشائي علمي مطرح است و در عين حال پرورش نيروهاي توانمند علمي را در دستور كار خود دارد و در مقابل صنعت از اين دو پرورده دانشگاه در جهت ارتقاي خود بهره ميبرد.  نيروي انساني تحقيق را در دانشگاه آموخته و در كمترين زمان برنامه ها و اهداف صنعت را تشخيص داده و درصدد چاره جوئي آن برميآيد مشروط به اينكه هر شركتي، مركزي تحقيقاتي داير كرده و برنامه هاي تحقيقاتي وابسته به خود را در آن دنبال كند.  البته با ايمان به اين حقيقت كه پژوهش ضامن بقاي هر صنعت بوده و هر گونه هزينه كردن در خصوص آن، سرمايه گذاري براي آينده است. شركتي كه به آينده مي نگرد و خواهان بقاي خود است روز به روز محصولي جديدتر ايجاد ميكند كه با كيفيت تر و ارزانتر از گذشته است. بدون شك يك چنين حركت پيشتازانه اي بدون توجه به امر پژوهش امكان پذير نمي باشد.  همچنين تحقيقات نيازمند گروهي متخصص بوده كه با برنامه هاي هدفدار و منسجم نياز سنجي و نياز آفريني نموده و براي امروز و فرداي خويش كار آفريني مينمايد.  این الفبای اقتصاد دانش بنیان است که برنامه های توسعه بر اساس آن در یک کشور نگاشته میشود.

جهت نشان دادن اهميت سرمايه گذاري در توليد علم و فنآوري در كشورهاي متفاوت در جدول شماره 2 شواهد ارزنده اي نهفته است.

جدول شماره 2 هزینه های ( R&D ) به صورت درصدی از GDP در کشورهای مختلف در سال 2003

ردیف

کشور

هزینه های (R&D) به صورت درصدی از GDP %

ردیف

کشور

هزینه های (R&D) به صورت درصدی از GDP %

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

سوئد

فنلاند

ژاپن

ایسلند

آمریکا

کره جنوبی

دانمارک

آلمان

فرانسه

اتریش

سنگاپور

کانادا

بلژیک

انگلستان

هلند

98/3

49/3

15/3

94/2

67/2

64/2

63/2

56/2

22/2

22/2

15/2

2

9/1

89/1

85/1

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

لوگزامبورگ

نروژ

اسلونی

چین

روسیه

جمهوری چک

ایرلند

زلند نو

ایتالیا

کرواسی

اسپانیا

برزیل

بلغارستان

استونی

پرتغال

81/1

75/1

54/1

31/1

28/1

27/1

18/1

16/1

15/1

14/1

11/1

98/0

95/0

83/0

78/0

همانطور که مشاهده میشود کشور های پیشرفته تر درصد بیشتری از GDP خود را صرف ( R&D ) می کنند البته ناگفته نماند كه درآمد كشورها با هم يكسان نبوده و به طبع آن مقايسه درصدي از درآمدها آمار دقيقي ارائه نميدهد و به عنوان نمونه درآمد چين قابل مقايسه با ديگر كشورها نيست و درصد كمي از آن نيز مبلغ زيادي ميشود، ولي آنچه كه از جدول 2 قابل برداشت است كشورهاي در حال توسعه به اهميت تحقيق و توسعه پي برده و درعين حال براي آن هزينه ميكنند.  گفتني است با دقيقتر شدن در مبالغ ذكر شده درجدول 2  نهايتا به اين نتيجه ميرسيم كه بخش زيادي از اين هزينه را بخش خصوصي پرداخت مينمايد[11].

10-موانع ارتباط بهینۀدانشگاه و صنعت:

اگرچه تا حدودي دلایل سستی ارتباط دانشگاه با صنعت در ایران را مورد اشاره قرار دادیم، در اینجا به صورت اجمالی به توضیح عوامل بازدارندة این ارتباط میپردازیم. به طورکلی و از دیدگاهی جامع میتوان موانع ارتباط بهینۀ صنعت و دانشگاه را به صورت زیر دسته بندي نمود [6]:

v     موانع سازمانی -  مدیریتی [4]:  عواملی که مانع از کارایی و اثر بخشی لازم نهادهاي علمی و تحقیقی براي انجام فعالیتهاي پژوهشی در راستاي تولید علم میشود.

v     موانع راهبردي[5]:  عواملی که مربوط به سیاستگذاري و مدیریت پژوهشی در سطح کلان میباشد و متأثر از نگرش سیاستگذاران در خصوص حمایت از پژوهش و تولید علم است.

v     موانع مالی[6]:  عوامل بازدارنده اي که متأثر از وضعیت کنونی میزان بودجه، نحوة تخصیص و مدیریت آن در فعالیتهاي پژوهشی است. فرآیند اصلی تولید علم حداقل داراي دو فرآیند تابعه شامل فرآیند توسعۀ آموزش عالی و فرآیند توسعۀ پژوهش و فعالیتهاي پژوهشی و فناوري است. توسعۀ روز افزون دانشگاههاي پژوهشی[7] در کشورهاي توسعه یافته، آنها را قادر ساخته تا سطحی بی سابقه از تولید علم، تکنولوژي و دانش مورد نیاز را بوجود آورند.

مهمترین دلایل ضعف ارتباط میان دانشگاه و صنعت در ایران، ناشی از سیاستگذاريهاي کلان توسعۀ اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی گذشته است. نامشخص بودن سیاستهاي توسعه اقتصادي، به ویژه سیاستهاي توسعۀ صنعتی نبود یک نظام منسجم و کارا به عنوان رابط بین دانشگاه و صنعت و نبود هماهنگی بین وزارتخانه هاي صنعتی و آموزش عالی در برنامه ریزيهاي آموزشی و توسعۀ صنعتی، ازجمله عواملی بوده اند که ارتباط دانشگاه با صنعت را سست کرده اند.  در مجموع میتوان موانع نشأت گرفته از این سیاستگذاري ها را به صورت زیر خلاصه کرد:

10-1 موانع ناشی از عملکرد ضعیف دانشگاهها:

  1. موانع آموزشی: اصولاً نظام آموزشی عالی ما داراي ضعفهایی است که نتوانسته یا نمیتواند نیروي انسانی با قابلیتهاي بالا تربیت کند. کاستی شدید یا نبود تحقیقات کاربردي در دانشگاهها و مطرح نبودن موضوعات مورد نیاز صنایع داخلی، به طور غیر مستقیم موجب میشود آموزشهاي داده شده، به دور از روحیۀ ارتباط با صنعت باشد، بنابراین دانشجویانی که تربیت میشوند و پا به عرصه صنعت میگذارند، با صنعت نا آشنا هستند. در سطح تولید، مهندسان و دیگر نیروهاي انسانی ماهر هستند که اطلاعات علمی خود را به صورت تکنولوژي، محصولات و ساختار مختلف ارائه میدهند. بدیهی است که توسعۀ صنعتی بدون وجود و ظهور این شایستگی ها، امکان پذیر نیست.
  2. موانع تحقیقاتی  : دیوانسالاري و تشریفات اداري، کمبود تجهیزات و مواد، پایین بودن سطح بودجه هاي تحقیقاتی، قوانین دست و پاگیري که مانع کسب درآمد اعضاي هیأت علمی دانشگاهها ازطریق قرارداد با صنایع میشود و نبود یا کمبود منابع اطلاعاتی، از جمله عواملی هستند که امکان فعالیتهاي تحقیقاتی را در دانشگاهها کند میکنند. از طرفی، بار سنگین آموزش، وقت کافی براي انجام تحقیقات باقی نمیگذارد.  انگیزة اغلب محققان دانشگاهی براي فعالیتهاي R&D عمدتاً کسب درجات علمی است، از اینرو کارهاي این قبیل محققان به شدت نظري است و کاربردي در صنعت ندارد.  از آن گذشته، اغلب فعالیتهاي تحقیقاتی دانشگاهها، محملی براي بزرگ جلوه دادن دستاوردهاي دانشگاهی شده و بسیاري از این تحقیقات غیر مرتبط با نیازهاي صنایع است.

10-2 موانع ناشی از ضعف صنعت:

  1. درونزا نبودن صنعت در ایران:  به طور کلی این واقعیت را نباید نادیده گرفت که صنعت در کشور ما، صنعتی درونزا نبوده و از ابتداي شکل گیري متکی بر امکانات و توانایی هاي خارجی بوده است.  یکی از ویژگیهاي صنعت وابسته آن است که امکان خرید و انتقال تکنولوژي خارجی بسیار سریعتر از هرگونه تحقیق و بررسی براي دستیابی به تکنولوژي ملی یا داخلی است، بنابراین طبیعی است که رغبت بیشتري از طرف صنعت براي جذب تکنولوژي به جاي تحقیق و در نهایت خلق تکنولوژي وجود داشته باشد.
  2. نبود اطمینان صنعت به دانشگاه:  صنعتگران ما هنوز این اطمینان و اعتماد را پیدا نکرده اند که میتوانند مسائل و مشکلات خود را از طریق تحقیق و توسعه و با کمک نیروي انسانی متخصص بومی حل کنند، چرا که در بسیاري از موارد پاسخ مناسبی دریافت نکرده اند.   نداشتن اطلاع و شناخت صنایع از چگونگی امکانات موجود و توانمندیهاي دانشگاهها به تحقیقات بنیادي از طرف دیگر ، موجب شده که واحدهاي صنعتی از انجام تحقیقات کاربردي در دانشگاهها مأیوس شوند.
  3. نبود فرهنگ مشاوره صنعتی: استفاده از خدمات صنعتی میتواند راهگشاي توسعه صنعتی باشد. چنانچه به سوابق تحصیلی اساتید ومحققان دانشگاهی نگاه کنیم، درمییابیم که تواناییهاي بسیار بالایی براي مشاوره صنعتی در اختیار داریم، اما از آنجایی که فرهنگ مشاورة صنعتی هنوز در میان صاحبان صنایع ما رواج نیافته است،ا زاین تواناییها نیز استفاده چندانی به عمل نمیآید.
  4. توجه ناکافی به آموزش در بخش صنعت: یکی از عوامل مؤثر بر ارتقاي تکنولوژي، آموزش کارکنان شاغل دربخش صنعت است. امروزه در کشورهاي صنعتی، درصد قابل توجهی از فروش، به آموزش و بازآموزي کارکنان اختصاص می یابد. این امر موجب میشود که رابطۀ بین شاغلان در صنعت و متخصصان دانشگاهی حفظ شود و راهی براي طرح مشکلات بازشود.  متأسفانه در ایران، این آموزشها به طورکافی مورد توجه مدیران صنایع قرار نگرفته است.

علاوه بر موارد فوق الذکر سایر موانع را میتوان به صورت زیر عنوان نمود:

v     فقدان مقررات و نظارت بر کیفیت خدمات و تولید منجر به کاهش کیفیت تولید و خدمات در جامعه گردیده و   لذا مدیران و صنعتگران را وادار به همکاري با جامعۀ علمی و دانشگاهی نمیکند؛

v     عدم احساس نیاز سازمانها و صنعت به دانشگاهیان به دلیل وجود تفکر سنتی و تغییرناپذیري در شیوه هاي مدیریتی و فضاي رقابتی در عرضۀ تولید وارائۀ خدمات؛

v     نبود استراتژيهاي اصولی در برقراري ارتباط دانشگاهها با صنعت و دستگاههاي اجرایی در مدیریت کلان

v     سرمایه گذاري بیشتر در فعالیتهاي تجاری به ویژه واردات در مقایسه با فعالیتهاي تولیدي و لذا عدم نیاز صنعت به تحقیق به دلیل ورود ارزان مواد اولیه و یا کالاي نهایی؛

v     دخالت گروههاي سود جو و غیر متخصص در عرصۀ فعالیتهاي تحقیقاتی، اجرایی و تولیدي و به دنبال آن کیفیت نامطلوب پروژه ها و کالاها؛

v     عدم تجربه و کار آمدي دانشگاهیان در انجام پروژه هاي کاربردي و اجرایی

v     فقدان اهرمهاي تشویقی در ترغیب دانشگاهیان به استفاده از دانش و تجربۀ خود در عرصۀ جامعه و صنعت

v     کمبود قوانین حمایتی از محققین و ثمرة تحقیقات آنها

11- بحث و نتیجه گیری:

براساس سند چشم انداز بيست ساله، در افق 1404 « ایران كشوري است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، و فناوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين الملل » كه دورنمائي بسيار زيبا وخردمندانه است ..

با توجه به شرایط خاصی که کشور با آن مواجه است تدابیر سیاستی مناسبی لازم است تا برای توسعه و پیشرفت در نظر گرفته شود . اهمیت اقتصاد دانش بنیان در سیاست اقتصاد مقاومتی از آن رو مطرح می شود که دانش یکی از نیروهای بسیار موثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی بوده و حتی می توان آن را یک کالای عمومی محسوب کرد. دانش و ایده را می توان بدون کاهش و استهلاک با دیگران به اشتراک گذاشت و در عیل حال، علی رغم شریک شدن در دانش با دیگران، بر خلاف سایر کالاهای فیزیکی مثل سرمایه، دارایی های مادی و منابع طبیعی، استفاده از آن از کمیتش نمی کاهد و می توان از آن بارها استفاده کرد. حال با توجه به این باید دانست که امروز جهان شاهد موج ششم دانش بنیانی است و ما نیز باید در راستای اقتصاد مقاومتی، همگام با این موج تغییر و تحولی جدید در خود به وجود بیاوریم زیرا دیگر نمی توان با صنایع سنتی و اقتصاد کهنه در برابر تهدیدات مصون ماند. علاوه بر تاکید بر اقتصاد دانش بنیان در چارچوب سیاست های اقتصاد مقاومتی، اهمیت صنایع هایتک و دانش بنیان در اسناد بالادستی از جمله سند چشم انداز بیست ساله کشور نیز مورد تاکید قرار گرفته است؛ جایگاه شرکت های دانش بنیان در افق 1404 و سند چشم انداز 20 ساله کشور به گونه ای پیش بینی شده است که در سال 1404، باید پنجاه درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل اقتصاد دانش بنیان تولید شود. نا گفته پیداست در باب ضرورت ارتباط بین دانشگاه و صنعت به عنوان پایه های موفقیت اقتصاد دانش بنیان و به تبع آن پیشرفت اقتصاد مقاومتی هیچ شبه ای وجود ندارد بلکه مشکل اساسی موانع پیش روی این مسیر است که می بایست با تدابیر لازم، راه برای پیمودن هرچه سریعتر در این مسیر هموار گردد.

12- پیشنهادات

  1. تصویب و اجرای سیاست های تشویقی برای توسعه، تقویت و ساماندهی تعامل دانشگاه ها و مراکز پژوهشی با بخش صنعتی و اجرایی کشور
  2. توسعه زیرساخت های لازم برای تجاری سازی یافته های پژوهشی دانشگاهیان
  3. برقراری نظام شایسته سالاری در جذب نخبگان در سمت های مدیریتی و در جایگاه های تصمیم گیری
  4. سوق دادن تحقیقات دانشگاهی به سمت بر طرف نمودن مشکلات به سمت جنبه های کاربردی، تجاری و پاسخگو به نیازهای اقتصادی کشور
  5. اجازه و اعتماد به بخش خصوصی جهت هدایت مسیر اقتصادی کشور به سمت توسعه و پیشرفت
  6. شناخت جایگاه واقعی بخش خصوصی در اجرای اقتصاد مقاومتی

منابع و مآخذ :

[1] ابیلی، خدایار، محمد ایازی و امیر محمد رسولی، 1387؛ " نقش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در توسعه فناوری تفت". پروژه تحقیقاتی انجام شده در شرکت پترونت، قابل دستیابی در www.petronet.ir /index?moudle

[2] آچاک، صالح و رحمان مهدیانی، 1384؛ " نگاهی به نقش تعاملات در فرایند انتقال تکنولوژی از مراکز تحقیقاتی به صنعت"، نهمین کنگره سراسری دولت، دانشگاه و صنعت برای توسعه ملی

[3] اسدی، علی، 1393؛ " نظام اقتصاد اسلامی الگویی کامل برای اقتصاد مقاومتی"، فصلنامه سیاست های راهبردی و کلان ، شماره 5 ، ص 25-39

[4] اصغری، محمود، 1392؛ " تربیت دینی و تاثیر آن بر اقتصاد مقاومتی"، فصلنامه پژوهش های اجتماعی اسلامی، شماره 99، ص 137-160

[5] بخشی، محمد رضا، رجب پناهی، زینب ملایی، سید حسن کاظمی و داوود محمدی، 1390؛ " ارزیابی وضعیت نوآوری در منطقه جنوب غرب آسیا و تعیین جایگاه ایران: کاربرد روش تصمیم گیری پرومته" ، فصلنامه سیاست علم و فناوری، سال سوم، شماره 4

[6] پیغامی، عادل، 1391؛ اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دفاعی یا ترمیمی؟ قابل دسترسی در  http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=20551

[7] جعفر زاده، بهروز ، 1391؛ " ارتباطصنعتودانشگاه،شاهرگتوسعۀاقتصادي" ، همایش های ملی تعامل صنعت و دانشگاه، قابل دسترسی درhttp://www.bccim.ir/Content/media/image/2015/07/273_orig.pdf

[8] حاج حسینی، حجت اله، مهدی محمدی، فرهاد عباسی و مهدی الیاسی، 1390؛ " تحلیل حکمرانی نظام نوآوری ایران بر پایه چرخه سیاستگذاری نوآوری"، فصلنامه سیاست علم و فناوری، سال چهارم، شماره 1

[9] شفیعی، مسعود و همکاران، 1386؛ " توسعه مفهومی بین صنعت و دانشگاه: از رهیافت های عمل گرا تا رهیافت های نهاد گرا " فصلنامه آموزش مهندسی ایران، شماره 36 ،  ص 81-110

[10] شفیعی، مسعود ، 1384؛"بررسی تطبیقی ارتباط صنعت و دانشگاه در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه"، نهمينكنگرهسراسريهمكاريهايسهجانبهدولت،صنعتودانشگاهبرايتوسعهملي، قابل دسترسی در

https://www.civilica.com/Paper-CCGUIND09-CCGUIND09_010.html

[11] شیری ، مرتضی و محمد علی زلفی گل، 1389؛ " مراکز تحقیق و توسعه: پل موفق بین دانشگاه و صنعت" ، فصلنامه نشاء علم، سال اول، شماره 1، ص 30-35

[12] عبدالملکی، حجت الله، 1393؛ " اقتصاد مقاومتی و مفاهیم مشابه آن در اقتصاد جهان"، ماهنامه پرسمان، شماره 139، ص 25

[13] منصوری، رضا،1383؛ ایران 1427 ( عزم ملی برای توسعه علمی و فرهنگی)، تهران، طرح نو

[14] میرانی، تینا اسمعیلی، سامان شیخ، میرانی، والا، 1393؛ " بررسی اثرات ابعاد اقتصاد دانش بنیانبر رشد تولیدات در ایران"، فصلنامه مدیریت صنعتی، شماره 28، ص 77-90

[15] ویلسون، ج. کریستی، 1317؛ تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریار، تهران، بروخیم

[1] Brown, G., (2006). "Meeting the Productivity Challenge. A Strong and Strengthening Economy : Investing in Britain’s Future", HC968, UK Treasury, London, available at: www. official-documents.co.uk

[2] Etzkowitz, H., & Leydesdorff, L. "The Endless Transition: A “Triple Helix” of University- Industry-Government Relations, Introduction to a Theme Issue" Minerva, 36, pp. 203-208, 1998

[3] Halsey, A.H (1995), "Decline of Donnish Dominion: The British Academic Profession in the Twentieth Century", Oxford Press

[4] Meulemesster, J.D and Rochar, D (1995), "A Causality Analysis of the Link between Higher Education and Economic Development", Economics of Education Review, Vol. 12 , No. 4.

[5] Plyee, M.V., et al. (1999). "Industrial Relations and Personnel Management", New Delhi,Vikas Publishing House PVTLTD.

[6] Raymond, S. (2007). "The research University and the Development of High-Technology Centers in the United States." Economic Development Quarterly, 21 (3), pp. 203-222.

[7] Rossi, F., (2010). "The governance of university-industry knowledge transfer" European Journal of Innovation Management Vol. 13 No. 2, pp. 155-171

[8] Rothman, M. (2007), "Lessons learned: advice to employers from interns", Journal of Education, for Business, Vol. 82 No. 3, p. 140.

[9] World Bank. 2012. "Knowledge Appraisal Measurement", Washington D.C.: World Bank Publications.


[1]- مدیر مرکز تحقیقات و بررسی های اقتصادی اتاق مازندران

[2]- Francis Bacon

[3]- کامپتون، ویکی، ارتباط صنعت و دانشگاه ، انتشارات وزارت علوم نیوزلند، 2004

[4]-Organizational-Administrative Obstacles

[5]- Strategic Obstacles

[6]- Financial Obstacles

[7]- Research University

خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای همایش در خبرنامه سایت عضو شوید .
ثبت

آدرس

آدرس :

خرم آباد، میدان دانشجو، بالاتر از هلال احمر، اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی لرستان

شماره تماس :

۳۳۳۳۳۳۶۰ ۰۶۶

فکس:

۳۳۳۲۲۲۹۰ ۰۶۶

آدرس ایمیل:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید